دوست گرامی , به مرکز پژواک خوش آمدید اگر مایلید همراه دوستانتان باشید ... (اینجا) کلیک کنید
امروز سه شنبه 18 بهمن 1390, 1:24 pm



CSS Dock Menu

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است



پیام های عمومی مرکز پژواک

  دوستان خوبم ; همیشه بخاطر نوشته های مفید دوستانتان با یک اشاره ساده بر روی دکمه سپاس ازشون سپاسگزاری کنید !!  


قوانين تالار


درود بی پایان بر شما
توجه داشته باشید :
در این انجمن تنها اخبار در رابطه با بیماران تالاسمی ایران قرار میگیرد .
این انجمن همه موارد خبری را که به بیماران گرامی ارتباط پیدا میکند را شامل میگردد .
این انجمن یک قانون بسیار خاص دارد و آن اینکه نگارنده پستها که از جانب یک روزنامه یا یک منبع خبری , خبری ارسال مینماید میبایست نام منبع خبری , تاریخ و منبع دریافت خبر از یک سایت غیر را نیز در پست خود درج نمایند تا در صورتی که کاربر عزیز دیگری به اشتباه خبری را ارسال نمود بقیه اعضاء متوجه اشتباه آن عزیز بشوند و ار آنجا که نام کاربری برای هر عضو با عضو دیگر تفاوت میکند و مانند امضاء فردی است تمایز بین درستی خبر و اشتباه بودن آن چندان دشوار مشخص گردد .
توجه بسیار مهم :
انتقال اخبار از کلیه رسانه ها میبایست با حفظ حق خبر و خبرنگار آن و بدون هیچگونه تغییر , تفسیر و حاشیه  انجام شود که انحراف و یا عدم رعایت آن موجب سلب امتیاز انتقال خبر از جانب مدیران مرکز پژواک برای کاربر خاطی در این زمینه خواهد شد .

همیشه سلامت ، بهروز و در راه مقدستان پیروز باشید
thunderclap



ارسال گفتگو جديد پاسخ به این گفتگو  [ 4 نوشته ] 
  مبحث پيشين | اولين نوشته خوانده نشده | گفتگوی بعدی 
نويسنده پيغام
 آخرین نوشته در گفتگوی : گفتگو با زوج استثنایی اردبیلی
UNREAD_POSTارسال شده در: چهارشنبه 27 خرداد 1388, 9:38 am 
آفلاين
ناظر کل مرکز پژواک
ناظر کل مرکز پژواک
نماد کاربر
نشان کاربر روابط عمومی (1)
تاريخ عضويت: سه شنبه 25 تیر 1387, 9:15 am
حال شما: همه چی روبراهه !!
نوشته ها : 388
محل سکونت: تهران
من ...: تالاسمی هستم
من ...: خانم هستم
ارسال : 2299 سپاس
دریافت : 1995 سپاس
امتیاز: 30
عروسی خون از نوع شاد؛ #@  گفتگو با زوج استثنایی اردبیلی
      




تا آنجا که دیده ایم و شنیده ایم هه عروس و دامادها عادت دارند روز عروسی از همه هدیه بگیرند اما امروز به شما عروس و داماد استثنایی را معرفی می کنیم که روز عروسی شان با ارزش ترین چیزی را که داشته اند به مردم هدیه داده اند.

مسعود و سعیده زوج جوان اردبیلی که زندگی مشترک خود را مدتی قبل در روز عید مبعث آغاز کرده اند، در این روز که از حسن تصادف مصادف با سالروز تاسیس سازمان انتقال خون نیز بود، سوار بر ماشین تزیین شده عروسی و با لباس با شکوه عروس و دامادی در مقابل چشمان حیرت زده مردم و کارمندان پایگاه انتقال خون اردبیل اهدای خون را برکت زندگی مشترک خود قرار دادند.

به همین بهانه گفتگویی با این زوج جوان ترتیب داده ایم که در ادامه می خوانید :
مسعود آخوندی نیری ( نیر روستایی نزدیک به اردبیل است ) فارغ التحصیل رشته مدیریت دولتی است و هم اکنون به کار آزاد اشتغال دارد.

چرا تصمیم گرفتید روز عروسی تان را با اهدا خون شروع کنید ؟ کسی با این کار شما مخالفت نکرد ؟
هیچکس خبر نداشت قرار است ما برای اهدای خون برویم. فقط فیلمبردار متوجه شد که او هم باما آمد تا از کار ما فیلم بگیرد.

ما نقشه این برنامه را از قبل کشیده بودیم و با هم در موردش به توافق رسیده بودیم. روز عید مبعث را برای عروسی انتخاب کردیم که یکی از اعیاد مهم مسلمین بود و هم از حسن تصادف با سالروز تاسیس سازمان انتقال خون مصادف شده بود. من هم سالها بود که به عنوان یک اهدا کننده مستمر سالی دو تا سه بار خون می دادم. این تقارن را به فال نیک گرفتیم و با پیشنهاد آن روز برای عروسی به توافق رسیدیم واین برنامه ویژه را هم برای آن روز در نظر گرفتیم که البته فقط من و عروس خانم از آن با خبر بودیم.

آن روز ما سوار بر ماشین گلزده عروسی بودیم و لباس عروس و داماد به تن داشتیم که به پایگاه انتقال خون رسیدیم. آن روز برای ما بسیار فرخنده بود زیرا سه مناسبت زیبا و متبرک با هم تقارن یافته بود عروسی ما سومین مناسبت بود.

دقایقی که در پایگاه انتقال خون بودیم در اوج خوشحالی و مسرت می گذشت. من به این فکر می کردم که یک زندگی مشترک وقتی با نیت خیر خواهانه اهدای خون برای نجات زندگی دیگران شروع شود ،در خیر و برکت آغاز شده است و این بهترین آغاز است.  

چه چیزی باعث شد که شما یک اهدا کننده مستمر خون باشید؟
اولین باری که خون دادم را هرگز فراموش نمی کنم. خاطره آن مثل یک مشوق همیشگی مرا به سوی پایگاه انتقال خون فرا می خواند. سالها پیش مادرم نیاز به عمل داشت.  در بیمارستان برای اطلاع از وضعیت مادر منتظر بودم. مادر را بستری کرده بودند ولی برای عمل نیاز به خون داشت. آن روز بدون اینکه به خودم تردید راه بدهم پیش از همه داوطلب شدم تا این کار را انجام بدهم. آن لحظه حس عجیبی داشتم. خوشحال بودم که توانسته ام اقدام موثری برای نجات جان مادرم انجام دهم.

پیش از آن اتفاق حس انساندوستی در وجودم بود که با این کار گویی آن حس به ناگهان در وجودم شکوفا شد و به بالندگی رسید. پس از آن گاهی خون اهدا می کردم تا اینکه از سال 80 به بعد تصمیم گرفتم به صورت پیوسته سالی دو تا سه بار خون اهدا کنم. همیشه وقتی خون می دهم به نجات جان مادرم در آن روز خاص فکر می کنم. به نجات تمام آدمهایی که به خون نیاز دارند فکر می کنم و این شعر در ذهنم تکرار می شود :

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگا ر

دگر عضو ها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

وقتی با لباس و تشکیلات عروسی برای اهدای خون رفتید عکس العمل دیگران چطور بود ؟
بیشتر کارکنان پایگاه انتقال خون و مردمی که در آن محوطه بودند شاد و خوشحال بودند و البته از دیدن ما تعجب می کردند. اغلب می گفتند شما بهترین کار را کرده اید و اقدام شما به یک حرکت نمادین بدل خواهد شد. خانمهای پرستار هم خیلی از ما استقبال کردند و زحمت زیادی کشیدند.

خاطره دیگری هم از اهدای خون دارید ؟
در خانواده ما افراد زیادی هستند که خون اهدا می کنند. یک روز من و خواهر و شوهر خاله و دایی ام برای اهدای خون از نیر به اردبیل می رفتیم. آخر در شهرستان نیر با وجود اینکه اهدا کنندگان زیادی وجود دارند پایگاه اهدای خون وجود ندارد و اهدا کنندگان در فصل های سرد سال مجبورند با مشقت زیاد به پایگاه انتقال خون اردبیل بروند. آن سال نیز خیلی سرد بود و ما خودمان را با سختی فراوان تا اواسط مسیر رساندیم که متوجه شدیم به خاطر برف و بوران فراوان راه بسته شده است و از راهداری به ما گفتند باید برگردید. آن روز بیش ا ز همیشه آرزو کردیم که در نیر هم پایگاه انتقال خون باشد.

حالا می خواهم چند سوال خانوادگی از شما بپرسم.فکر می کنید پدر و مادر چه نقشی در خوشبختی فرزندان خود دارند ؟
اینکه فرزند ببیند پدر و مادر در خانواده با مهربانی با هم برخورد می کنند در خلق و خوی فرزندان اثر می گذارد و باعث خوشبختی و موفقیت آنها پس از ازدواج می شود. والدینم در این مورد همه چیز را در حق من تمام کرده اند و من از فاصله 700 کیلومتری دستشان را می بوسم.

در فرایند ازدواج سخت ترین دورانی که گذراندید چه دورانی بود ؟
دوران سربازی. درست قبل از سربازی با همسرم آشنا شدم و قول و قرار ازدواج را گذاشته بودیم که من ناچار شدم به سربازی بروم. این دوران آنقدر برایم سخت گذشت که دو روز پس از اتمام سربازی با هم ازدواج کردیم.

بعضی رفتارها هست که در زندگی مشترک آدم را دچار درد سر می کند یکی از این رفتارها را که دوست دارید آن را کنار بگذارید به ما بگویید ؟
( کلی فکر می کند و کمی می خندد و یک عالمه تعارف می کند تا عاقبت با محافظه کاری خیلی زیاد جواب می دهد ) فکر می کنم یک مقدار زود ناراحت می شوم.

یعنی زود عصبانی می شوید.

نه در واقع زود رنج هستم که بهتر است این اخلاقم را کنار بگذارم.

البته همسرتان که اعتقاد دارند هیچ عادت یا اخلاق بدی ندارید !

( می خندد و می گوید : آخر مدت کمی است که باهم زندگی مشترک را شروع کرده ایم و هنوز خیلی زود است )

به عنوان سخن آخر یک تازه داماد هم اگر توصیه ای برای زوج های جوان دارید بفرمایید تا ادامه گفتگو را با همسرتان آغاز کنیم.

تا می توانند مراسم ازدواج را کم خرج برگزار کنند. این کار برای زوج جوان و خانواده هایشان بهتر است. زوجها سعی کنند یکدیگررا واقعا دوست داشته باشند تا بتوانند همه چیز را رد زندگی تحمل کنند و گذشت داشته باشند زیرا گذشت در زندگی بالاترین چیز است.

خانم سعیده چالاک تازه عروس 22 ساله ای که در روز عروسی با لباس پرزرق و برق خود در پایگاه انتقال خون حاضر شد و دستش را بالا زد و سخاوتمندانه خون خود را اهدا کرد. راستی سعیده چرا این کار را کرد ؟
فکر کردم کار قشنگی است. وقتی همسرم پیشنهاد کرد که در روز عروسی به پایگاه انتقال خون برویم خیلی برایم جالب بودو موافقت کردم. البته نگرانی هم داشتم چون از اطرافیانم زیاد شنیده بودم که خانمها اگر خون بدهند احتمال زیادی دارد که کم خون شوند یا حتی دچار سرگیجه و غش شوند اما هیچکدام از این اتفاقها نیفتاد و در تمام طول مراسم عروسی هم سرحال بودم.

نشستن روی صندلی خونگیری چه حالی داشت ؟
تا رسیدن به آنجا همه چیز قشنگ و دلپذیر بود اما وقتی چشمم به سوزن خونگیری افتاد ترسیدم. دفعه اولی بود که خون می دادم اما  بعد حس قشنگ اهدای خون به هم نوع در من جریان پیدا کرد و حالا یک خاطره قشنگ دارم که برای بچه هایم تعریف کنم.

قرار است چه چیزی برایشان تعریف کنید. الان تعریف کنید ما هم بشنویم !

( با خنده می گوید : ) می گویم : روز عروسی ما خیلی خوش گذشت. با عروسی همه کمی فرق داشت. آن روز بابا یتان گولم زد و مرا برد انتقال خون خون بدهم و بقیه قضایا را هم خودتان می دانید. آن خاطره آنقدر برایم قشنگ و خوب است که تصمیم گرفتم من هم به جمع اهدا کنندگان مستمر بپیوندم.

اهدای خون در خانواده شما هم مثل همسرتان موروثی و ژنتیکی است ؟
می خندد و پاسخ می دهد : تقریبا. خواهر و پدرم نیز از اهدا کنندگا ن خون هستند.

حالا آماده باشید برای چند تا سوال خصوصی. مهمترین چیز در زندگی زناشویی چیست ؟
گذشت.

مهمترین نقش زن در خانواده ؟مدیریت خوب در خانواده و این توانایی که خانواده خود و شوهرش را در کنار هم نگاه دارد.

یک رفتار بد که دوست داریدکنار بگذارید ؟
قهر های مکرر

دوست دارید همسرتان چه خصوصیت بدی را کنار بگذارد ؟
همه خصوصیات او خوب است.در این مدت کوتاه به موردی برنخورده ام که نام ببرم.

اگر قرار باشد دید و بازدید یکی از اعیاد به خانه یکی از پدرو مادرهایتان بروید به خانه والدین شما می روید یا والدین همسرتان؟
سریع پاسخ می دهد : خوب معلوم است خانه مادرو پدرمن. آخر خانه آنها خیلی نزدیک است ولی خانه والدین همسرم در نیر اردبیل است و حدود 700 کیلومتر با ما فاصله دارد.

حالا اگر فاصله خانه والدینتان یکی بود چه می کردید ؟
هردو خانواده را دعوت می کردم به خانه خودمان.

بزرگترین آرزویتان چیست ؟
سلامتی همه بیماران وکسانی که دوستشان دارم و خوشبختی خودم و خانواده ام.

برای والدین چه پیامی دارید ؟
بچه های خود را اجتماعی تربیت کنند و گذشت و محبت و انساندوستی را در آنها تقویت کنند. در طول مراسم عروسی و اوایل زندگی به آنها کمک کنند و آنها را دلداری بدهند.

و حرف آخر ؟

یک سری هم به انتقال خون بزنید. وقتی من برای اولین بار به آنجا رفتم و خودم را جای کسانی که به خون نیاز داشتند قرار دادم واقعا دیدگاهم عوض شد.

_________________
*** امضاء و پژواک نجوای شما ***
اشك هايم نذر تو ؛ گريه مي كنم تا اين عطش را اجابت كني



این دوستان از نویسنده این نوشته shadi سپاسگزاری و حمایت نموده اند ( 11 دوست ) : ArdeshirAzadehHEALTHhomanhomay saadatKonstanzmortezapiratessharkthunderclap و ... یک دوست دیگر
  رتبه این نوشته: 28.95%
بالا
 مشخصات  
 

بازدید کننده گرامی ، توجه نمائید !

در ادامه این گفتگو 3 پاسخ ارسال شده است .

جهت ادامه مطالعه نوشته ها و یا شروع فعالیت خود در مرکز پژواک عضو شوید و چنانچه پیش از این عضو همراه مرکز پژواک بوده اید با استفاده از نام کاربری ( User Name ) و گذرواژه ( Password ) خود وارد شوید .

( در غیر اینصورت نخواهید توانست از تمامی امکانات مرکز پژواک بهرمند شوید ) .


یا
بالا
نمايش نوشته ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال گفتگو جديد پاسخ به این گفتگو  [ 4 نوشته ] 


پاسخ سریع
موضوع:
                                                                                     
 
 




ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


گفتگوهای مشابه
 گفتگوها   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين نوشته 
موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست . از عشق تا عشق *** ( گفتگو با خدا )

HEALTH

0

129

سه شنبه 25 تیر 1387, 6:16 pm

HEALTH نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست . گفتگو با سلطان خون جهان

thunderclap

0

143

يکشنبه 4 مرداد 1388, 5:49 pm

thunderclap نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست . گفتگو در باره ورزش دوچرخه سواری

mosafer

1

175

سه شنبه 15 بهمن 1387, 6:33 pm

Konstanz نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست . گفتگو درباره ورزش شنا ( حرفه ای و یا تفریحی )

mosafer

0

110

سه شنبه 8 بهمن 1387, 2:01 pm

mosafer نمایش آخرین ارسال

موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست . گفتگو پیرامون پیگیری شکایات اسکالپ وین !

thunderclap

14

614

دوشنبه 21 اردیبهشت 1388, 8:45 am

homan نمایش آخرین ارسال

 


چه کسی حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين تالار : بدون كاربران آنلاين و 2 بازدید کننده


شما نمی توانيد گفتگوی جديدی در اين تالار ايجاد کنيد
شما نمی توانيد به گفتگوهای در اين تالار پاسخ دهيد
شما نمی توانيد نوشته های خود را در اين تالار ويرايش کنيد
شما نمی توانيد نوشته های خود را در اين تالار حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل های پيوست در اين تالار ارسال کنيد

انتقال به:  
 تبديل تاريخ

هجری شمسی

میلادی

سال

ماه

روز

پنج‌شنبه 4 مهر 1387
 





Powered by phpBB © phpBB Group mile200 desgined by CodeMiles Team - TemplatesDragon
ترجمه اصلی توسط maghsad و ویرایش و آماده سازی زبان برای مرکز پژواک از PejvaCenter ©
تمامی حقوق این سایت برای صاحب امتیاز مرکز پژواک محفوظ است !
هرگونه کپی برداری از مطالب این پایگاه تنها با ذکر منبع آن ( www.pejvakcenter.com ) مجاز است !